آموزش کامل تذهیب
نقاشان و مذهّبان قديم، خود ابزارهاي كار خويش را آماده مي كردند و در اين زمينه، تجربه ها آموخته بودند كه اين تجربه ها سينه به سينه نقل مي شد. اما، بعدها اين روش پسنديده به فراموشي سپرده شد و اكثر رموز كار از شاگردان مخفي ماند. چنان كه تا به حال كتابي جامع در اين باره نوشته نشده است.
براي تذهيب، نياز به اين ابزارهاست: قلم مو، طلا و نقره، مهره، كاغذ آهار مُهر شده، كاغذ پوستي، كالك و يا طرح سوزني، رنگ، پرگار، ترلينگ و خط كش.
قلم مو
قلم مو را از موي سمور و موي پشت گردن گربه – بين دو كتف تا روي دم – درست مي كنند. اغلب، موي زير گلوي گربه را براي تهيه قلم مو مناسب دانسته اند؛ اما اين نظر نادرست است.
روش درست كردن قلم مو يكسان است، ولي سليقه ها متفاوت است. پس از چيدن مو از پشت گردن گربه، موها را با شانه ي كوچك و ويژه اين كار از ته شانه مي زنند تا تمامي كركها از ته آن خارج شوند. موهاي شكسته را نيز از موهاي سالم سوا مي كنند و بيرون مي ريزند. نوك موها را به اندازه مورد نياز، وارد قالب مي كنند. براي آنكه نوك موها در قالب نظم يابند و در يك خط قرار گيرند، ته قالب را به جاي هموار مي زنند. آنگاه موها را از قالب در مي آورند، خيس مي كنند، ته آنها را با نخ مي بندند و نوكشان را از انتهاي شاه پركبوتر – اين پر را قبلا تميز كرده اند و نوك آن را بريده اند – رد مي كنند تا موها به نوك شاه پر برسند. پس از بيرون آوردن مقدار موي مورد نظر از نوك شاه پر، انتهاي پر را چسب مي ريزند و دسته اي را كه ساخته اند به آن مي چسبانند. اينك، قلم مو براي نقاشي كردن آماده است.
در قديم، نقاشان بهترين قلم موها را مي ساختند. اين قلم موها كمي بلندتر و نوك تيزتر از قلم موهاي امروزي بودند. اين مساله را از چگونگي خطوط آمده در نقاشيهاي قديمي مي توان دريافت. زيرا در اين نقاشي ها ، پردازها كمي كشيده تر از پردازهاي نقاشي هايي بودند كه در خَـلق آنها از قلم موي گندمي شكل و كوتاه استفاده مي شود.
امروزه، جنس قلم موهاي ساخته ي اروپا از موي سمور و سنجاب است كه البته، موي سنجاب به قلم مو كيفيت بهتري مي دهد. اما در كشورهاي جهان سوم از هر گونه موي موجود و در دسترس استفاده مي شود. چنانكه در چين، انواع قلم مو با موهاي مختلف و براي كاربردهاي گوناگون تهيه مي شود.
طلا و نقره
از طلا براي زيباتر كردن و هماهنگي بيشتر بخشيدن به يك طرح تذهيب استفاده مي شود. در قديم، به ويژه در عهد سلجوقي، ورق طلا را بر روي كاغذ مي چسباندند و سپس، طرح هايي را بر روي آن پياده مي كردند. اين رويه ي كار، به خصوص در هنر كتاب آرايي مصريان، بسيار ديده شده است.
بعدها، طلا را به وسيله ي سريشم و يا عسل حل مي كردند ( عسل بهتر و راحت تر طلا را حل مي كند) . سپس آن را مي شستند، پاك مي كردند و بعد از زدن بر روي كاغذ مورد نظر، آن را مهره مي زدند و براق مي كرد كه به آن پخته مي گفتند و يا آنكه طلاي حل شده را مهره نمي زدند و در نتيجه، رنگ طلايي مات به دست مي آمد ( طلاي خام ) كه امروزه اين روش همچنان مرسوم است.
گاهي، طلا را با وسيله اي مانند
ادامه مطلب
خلق تابلوهاي عاشورايي
خلاصه گفتگو با حبیب الله صادقی ( نقاش معاصر )
به گزارش خیمه، حبيبالله صادقي، مدير دفتر امور هنرهاي تجسمي وزارت ارشاد درباره ويژگيهاي اين تابلو به خبرنگار هنرهاي تجسمي فارس گفت: در اين تابلو فرشتگاني را به تصوير كشيدهام كه در كنار آنها اهل بيت درحال مرثيه خواني براي سرهاي بريده در صحراي كربلا هستند.
سرپرست موزه هنرهاي معاصر تهران با اشاره به فضاي حزنآلود تابلوهاي عاشورايي گفت: فضاي حزنآلود تنها يكي از شيوههاي بياني عاشورا است و مابقي آن همه شور، وجد و سماع است.
صادقي گفت: براي خلق تابلوهاي عاشورايي معمولاً شعر زياد ميخوانم و به تعاريف، تصانيف و موسيقي حماسي كه در روضهها داريم و با باورهاي ديني ما مغايرت ندارد توجه دارم.
مدير كل امور هنرهاي تجسمي وزارت ارشاد درباره كيفيت نقاشيهاي عاشورايي كه در در دوران معاصر تصوير شده است گفت: بخشي از اين نقاشيها كه همراه با كلام بود موضوعات حماسي،بزمي،رزمي و مردمي داشتند و در تكايا و قهوهخانهها روايت ميشد، نقاشان نوگرا هم شيوه بيان را از حالت عيني ميخواهند خارج كنند و مثاليتر نقاشي كنند. بخش ديگري از نقاشيهاي قهرمانپردازانه نيز مدتي بود كه بسيار در ايام محرم وعاشورا به چشم ميخورد كه قهرمانان اين آثار شبيه داستانهاي شرق دور و هند بودند كه لباس عربي به تن داشتند. اين نوع نقاشيها رفتارهايي زميني از انسانهاي آسماني را به تصوير ميكشيدند كه خوشبختانه با اين نوع نقاشيها و تصاوير مقابله شد.
صادقي با تأكيد بر حمايت از نقاشيهاي قهوهخانهاي و مدرن ادامه داد: از دوران نقاشي قهوهخانهاي تا دوره نقاشي مدرن تلاشهايي براي ثبت واقعه عاشورا شده است ولي همه اين تلاشها به نحوي يا روايت مستقيم و در خدمت كلام است و يا اين كه بسيار تجريدي است و احتياج به مداقه بيشتري دارد.
وي با اشاره به تابلو عصر عاشورا فرشچيان افزود: البته بعد از انقلاب اسلامي، محمود فرشچيان با خلق تابلو «عصر عاشورا» بسيار در اين زمينه فعاليت كرد ولي به عقيده من فرشچيان پالت شخصي خود را دارد و هر هنرمندي بايد بتواند روايت خاص خود را از ماجراي عاشورا به تصوير بكشد. ضمن اين كه نبايد هنرمند عينيگرايانه عاشورا را روايت كند بلكه بايد كشف بزرگتري از اين ماجرا داشته باشد.
سوال از ناصر پلنگی نقاش معاصر : باتوجه به مواضع صریح و روشن حضرت امام بخصوص در پیام معروف آن حضرت به هنرمندان که هنر را صیقل دهنده اسلام ناب و کوبنده اسلام امریکایی می دانند، وظیفه هنرمندان و کارگزاران امور فرهنگی و هنری در جمهوری اسلامی چیست؟
جواب : وظیفه نقاشان، در ارتباط با پیام معنوی حضرت امام به نظر بنده این است که قبل از هرچیز نسبتخود را با حقایق و سرچشمه کلام امام که همانا وحی و سخنان و سیره ائمه معصومین می باشد نسبتی و ملموس نموده و خود درکی عمیق از اسلام ناب داشته باشند و در مرحله دوم به دنبال ظرف مناسب جهتبیان "معانی" و حقایق باشند . بدون یافتن مبانی صوری متناسب با معنی برخاسته از بینش اسلام ناب محمدی توفیقی در بیان و ابلاغ نخواهیم داشت . و چه بسا که صدمه های جبران ناپذیری به ساحت مقدس این حقایق وارد کنیم و فرصتهای گرانبهایی که در این مقطع از تاریخ به دست این امت افتاده از دست بدهیم و نسل آینده را به گمراهی بکشانیم و آنچه بنده می توانم به بضاعت اندک خویش بیان نمایم اینکه قویترین و موثرترین و کاریترین وسیله ابلاغ حقایق همواره "هنر" بوده است و بس بدون بهره گرفتن از حسنها و لطافتها و اتخاذ روشهای درست در بیان هنری نمی توان حقیقتی را در باورهایمان این نسل جایگزین نمود و هیچ حقیقتی تا در دل جای نگرفته و وجدان نگردیده باشد به عمل و رفتار تبدیل نخواهدشد . وظیفه هنرمندان و خصوصا نقاشان همراه و همدل و همدرد این است که با توکل به مددهای خداوند رحمان در این مقطع تاریخی همزمان با دریافت و پژوهش در زمینه مبانی و مبادی سنتهای تصویری در تاریخ ابراهیمی نمونه های عملی و آثاری را هرچه سریعتر به امت اسلام و نسل جوان تشنه عرضه کنند .
نسلی که فطراتی چون آینه پاک و مصفا دارد و منتظر است و نااهلان در کار هرگونه قصوری و کوتاهی در این زمینه نشناختن شرایط حساس و خطیر تاریخی است و خسرانی است عظیم ...
هنر در انديشه امام خمينى (ره)
شقايق حايرى
هنرى نظير آبشار و پخش نمودن اشعار حافظ و... در مورد «مى و طبيعت» اينها در حقيقت توليد و ايجاد خوشى و ميل به آبشار است كه بيننده را تحريك مىنمايد، ولى اين كه اين پديدهها بر اساس چه خلق گرديدهاند در كار نمىباشد. به راستى آيا اين امور باعثبالا رفتن هوى و هوس مادى در مخاطب نمىشود؟ و آيا ذهن بيننده را از «قنطره بودن دنيا» و راه گذر بودن آن نسبتبه آخرت دور نمىكند؟ آيا واقعا گل و گياه و آبشار و طبيعت را براى چه هدفى خلق كردهاند؟ اگر براى تفريح، تنوع و احساس خلود در عالم دنيا است پس چرا هيچ كدام از ائمه معصومينعليهم السلام حتى يك نفر از آنان، اين امور را انجام ندادهاند؟ پس پخش اين مناظر، نشان دهنده ادراك از هنر است «دقت گردد.»
تنها هنرى مورد قبول قرآن است كه صيقل دهنده اسلام ناب محمدىصلى الله عليه وآله، اسلام ائمه هدىعليهم السلام، اسلام فقراى دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازيانه خوردگان تاريخ تلخ و شرم آور محروميتها باشد. هنرى زيبا و پاك است كه كوبنده سرمايهدارى مدرن و كمونيسم خونآشام و نابود كننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومايگى، اسلام مرفهين بى درد و در يك كلمه اسلام امريكائى باشد. هنر در مدرسه عشق، نشان دهنده نقاط كور و مبهم معضلات اجتماعى، اقتصادى، سياسى و نظامى است. هنر در عرفان اسلامى، ترسيم روشن عدالت، شرافت، انصاف و تجسم تلخكامى گرسنگان مغضوب و قدرت و پول است. هنر در جايگاه واقعى خود تصوير زالوصفتانى است كه از مكيدن خون فرهنگ اصيل اسلامى، فرهنگ عدالت و صفا لذت مىبرند. تنها به هنرى بايد پرداخت كه راه ستيز با جهانخواران شرق و غرب و در راس آنها امريكا و شوروى را بياموزد.
ادامه مطلب
نظرات و دیدگاههای استاد ضیاء پور
این بخش حاوی برخی از نظرات استاد ضیاءپور در زمینه هنر می باشد که در غالب جملاتی کوتاه و موجز
مطرح شده است. هر یک از این نظرات، جدا از آنکه ما را با اندیشه های استاد آشنا می سازد، می تواند
همچون ستارهای پر فروغ، راهنمای هنرمندانی باشد که میخواهند «سخنی نو» آرند.
- تقلید در هنر، موجب اُفت شخصیت فردی و هویت ملّی است.
- هنرمند مقلّد، با اصل هنرمندی ناآشنا است.
- آثار کلیشهای همیشه مرا به یاد تکاپوی کیمیاگران میاندازد که تفاوت ره از کجاست تا به کجا؟
- هنرها، ارتباط ریشهای با زندگانی و سنخیّت تنگاتنگ با هم دارند فقط ابزار کارشان با هم فرق میکند.
- نوآوری و نوگرایی، تابع فشار شدید نیاز است.
- هر نوگرایی، خود یک نوع واقعگرایی است.
- خامآوری بر روی پردهی نقاشی، نشان از بیخبری دارد.
- اندیشههای اجتماعی است که شیوهی هر موضوعی را برای هنرمند به وجود میآورد.
- آثار هنری، به مانند آئینه، منعکس کنندهی نوع زندگانی مردم در هر سطح است.
- برای شناخت هویّت هر قوم و ملّتی، همیشه از راه دستآوردهای فرهنگی – هنری است که به آن پی میبرند. زیرا این دستآوردها، همه چیز مدنی را در خود دارند.
- هنر سطح بالا برای همهی مردم است ولی....
ادامه دارد
ادامه مطلب
آموزش حاشیه به دانش آموزان
تعریف : حاشیه به قسمتهای کناری فضای طراحی شده گفته میشود که طرح کلی را
مانند حصاری ( دیوار یا قاب ) در بر می گیرد و بر اساس موضوع و کاربرد تقسیم بندی و طراحی می گردد.
اشکال حاشیه : 1- مستقیم ( برای کادر مستطیل و مربع ) 2- منحنی ( برای کادر دایره یا بیضی )
اقسام حاشیه : 1- باریک (دو دسته ساده و نفش دار است ) 2- پهن
روش طراحی : 1- ترسیم دو خط موازی 2- تقسیم حاشیه به ابعاد مربع
3- طراحی بند حلزونی در داخل یکی از مربعها
4- تعیین محل قرار گرفتن عنلصر و اجزای تزیینی بر روی بند حلزونی
5- ساخت و ساز عناصر طراحی شده و آماده سازی برگردان 6- قرینه سازی برگردان ( طراحی واگیره )
انواع قرینه سازی : 1- قرینه سازی انعکاسی ( آینه ای ) 2- قرینه سازی انتقالی ( سرهم سوار )
3- قرینه سازی دورانی ( چرخشی )
اجزای حاشیه : 1- برگردان ( کوچکترین قسمت ) 2- واگیره ( از دو برگردان تشکیل میشود )
3- گوشه ( از شکسته شدن حاشیه در اشکال مختلف هندسی زاویه دار به وجود می اید و دارای زاویه هایی با درجات مختلف است )
ادامه مطلب
مراحل آموزش نقاشی با رنگ
به دانش آموزان

خلاصه مراحل آموزش نقاشی با رنگ :
۱- جلسه اول : نقاشی از تصویر آنالیز شده ( به ۲ الی ۶ درجه تیرگی . روشنی خلاصه شده) فقط با دو رنگ سیاه و سفید
و ترکیب سیاه و سفید حداکثر ۴ خاکستری
۲- جلسه دوم : نقاشی از تصویر آنالیز شده ( به ۲ الی ۶ رنگ خلاصه شده) با سه رنگ اصلی به اضافه سیاه و سفید
و ترکیب رنگ با همین رنگهای محدود
۳- جلسه سوم : نقاشی از طبیعت واقعی نه عکس همانند جلسات گذشته
۴- جلسه چهارم : نقاشی با همه رنگها بدون آنالیز/ در ابتدا طرح خطی با رنگ قهوه ای سوخته طراحی کنید /
در رنگ روغن ابتدا از رنگهای خاکستری وسط شروع کنیدبعد به تدریج تیره تر و در آخر
رنگهای تیره تیره و روشن روشن / مستقیم از رنگ داخل تیوپ استفاده نکنید بلکه با رنگ مناسب دیگر حل کنید /
در طراحی از طبیعت از آسمان و زمین شروع با قلمموی درشت و به ترتیب از پلانهای دور مثل کوه و... تا پلانهای نزدیک
مثلا درخت جلو با قلمموی ریز طراحی کنید / خدا حافظ تا بعد اگه عمری بود

خیلی خلاصه نوشتم ........اگه میتو نسم خوب بنویسم نقاش نمیشدم ... شرمنده
نظر یاد تو ن نره عزیزان.....
ادامه مطلب
مصور سازی یک داستان یا شعـر برای دانش آموزان
1- یک داستان ساده یا یک شعر به بچه ها بگویید و از آنها بخواهید که هر چه از آن فهمیدند را به تصویر بکشند
رنگ کردن عکس سیاه و سفید و تبدیل آن به
نقاشی مدرن
1- یک عکس بزرگ ( چهره یک شخص ) را آماده کنید
2- با گواش یا آبرنگ روی قسمتهای عکس را رنگ کنید اگر موضوع عکس چهره است سعی کنید به شباهت لطمه نزند
3- حتماً نباید رنگها واقعی باشد. حتی می توانید یک شکل که در واقعیت تک رنگ است را به رنگهای متنوع در آورید
آموزش طراحی اشکال قرینه
برای دانش آموزان راهنمایی
1- آموزش شکلهای قرینه مانند انواع گلها ، ترنج ، حاشیه ، شمسه و تکرار یک شکل با تاکردن کاغذ و چاپ با نوک ناخن
2- شکلهای تخیلی ( بهتر است شکلها گل و گیاه ، درخت ، حیوانات ، پرندگان باشد
3- طوری یک طرف برگه بکشند که وقتی قرینه شد شکل کلی آن گرد یا بیضی شود
4- طرح تا حدودی شلوغ باشد با پر کردن سطوح آن با انواع بافـتها و نقطه و خط
5- شکل که کامل شد آن را با کمک میز نور یا شیشه پنجره یا تلویزیون روی مقوای اشتنباخ یا بشقاب پیاده کنند
6- در نهایت آن را با آبرنگ یا گواش یا مداد رنگی یا کلاژ رنگ کنند
7- در صررت امکان میتوانند عکس خود یا دیگری را در وسط شکلشان بچسبانند

نظر یادتون نره عزیزان.....
آموزش سایه روشن برای دانش آموزان
کشیدن درجات تیرگی و روشنی و شماره گذاری ( 1-2-3-4-5-6 )
گذاشتن مدلی که ای درجات در آن باشد تیره و خاکستری و سفید در یکجا
تصویر برعکس شده و تغییر آن
شکلی را ترسیم کنید که وقتی آن را وارونه کردیم یا به هر طرف چرخاندیم شکل قبلی تغییر کند

شکلی را ترسیم کنید که در نگاه اول شکل خودش اما وقتی که به آن خیره شویم شکلهای دیگری را به تدریج در آن پیدا کنیم
(تصاویر ثانویه نه زیاد واضح باشند که بیننده زود متوجه آنها شود و نه زیاد گنگ و نا معلوم که بیننده اصلاً متوجه آنها نشود

ذکرچند نمونه مجسمه سازی
برای آموزش به دانش آموزان دوره راهنمایی
1- مجسمه سازی با کاغذ و چسب چوب و بادکنک ( مدل ) و پنبه و روغن
2- مجسمه سازی با گل رس و مفتول
3- مجسمه سازی یا نقش برجسته با گل و گچ و مفتول
4- مجسمه سازی با فایبرگلاس
5- مجسمه سازی با ابریا اسفنج ( ساختن عروسک و رنگ آن )
6- مجسمه سازی با باند گچی
7- مجسمه سازی با کائوچو
8- مجسمه سازی یا نقش برجسته با چوب
9- نقش برجسته روی گچ
10- مجسمه سازی با اشیاء دور ریختنی و حاضرآماده ( مانند ظروف پلاستیکی )
11- مجسمه سازی با چسب کاغذ ( شانه تخم مرغ – آب داغ – گل مل {میشود نباشد} –
سریشم{بهتر است} یا چسب چوب
12- گرفتن کوزه خشک نشده از سفالگری و اسلوبهای کم کردن ( خراش – کنده کاری -
مشبک کاری و ...) و اضافه کردن ( گل یا هر چیز مناسب دیگر ) بر روی آن و ایجاد شکل جدید
13- ساختن یک حجم با در کنار هم چسباندن چوب کبریت یا نی و غیره
اسطوره و اسطوره شناسی
اسطوره، به تعبيري، براساس تجربههاي ناب انساني، تلاش براي شناخت ساحت هستي و باطن انسان، و انعكاس و نمايانسازي حقايق زندگي شكل يافته، در گذر زمان، قوام مييابد. برخي به اشتباه گمان ميكنند كه اسطوره مختص به گذشته بسيار دور است و دستاورد بشر در دورههاي كهن به حساب ميآيد. در صورتي كه همواره زنده است. به رودي پر خروش ميماند كه سكون ندارد و به پيش ميرود. از اين رو، اسطوره را ميتوان به بخش اصليِ اسطوره باستان و اسطوره مدرن يا معاصر گونهبندي كرد.
در حقيقت اسطورههاي هر قوم و ملتي با توجه به شرايط اجتماعي، فرهنگي و اعتقادي و... خاص همان منطقه ساخته ميشوند و در گذر زمان كامل ميگردند. هر چند در غالب تمدنهاي باستان، اسطورهها از قهرمانان و سلحشوران ملي ساخته ميشد. در حاليكه در دنياي غرب، امروزه، بيشتر، خوانندگان و هنرپيشههاي هاليوود، حالت اسطوره به خود ميگيرند. و اين نشاندهنده تأثيرپذيري اسطوره از سياست ميباشد. چرا كه سياستمداران غرب و باندهاي بزرگ مافيايي، از چنين شخصيتهايي كه ظاهراً محبوب مردم غرب هستند حمايت ميكنند، و تا آنجا پيش ميروند كه از اين افراد، اسطوره بسازند.
برخي صاحبنظران اين وادي بر اين باورند كه اسطوره، يكي از راههاي شناخت جهان هستي است، و ميتواند در حد و نهايت يك جهانبيني تمام عيار ظاهر گردد و در كنار جهانبيني علمي، فلسفي و ديني قرار گيرد. اين افراد، چنين اظهار ميدارند كه انسان در دوران باستان، براي شناخت جهان هستي و درك حقيقت، به اسطوره روي ميآورده، و رفتهرفته، پس از گذشتن از فلسفه و دين، به سوي دانش و تكنولوژي رفته است.
به هر صورت، اسطوره در باطن آدمي وجود دارد و انسان از آن بياطلاع است. در اين ميان، برخي بر آن هستند تا يك شيوه و راه را براي شناخت جهان هستي برگزينند. در صورتيكه ميتوان بدون داشتن تعصب خاص، از هر دانش مطمئن مطرح سود برد؛ و تنها به يك محدوده اكتفا نكرد. اين در حالي است كه انسان همواره عليرغم داشتن شيوه و راه صحيح اشتباه ميكند و به درستي از تجارب گذشتگان سود نميبرد.
تاريخ نشان ميدهد كه بسياري، به اشتباه، بر آن بودند تا تجارب بشري در گذشته را كتمان كرده، آنها را ناديده بگيرند. اين افراد، گمان ميكنند كه تجارب گذشته قابل اجرا نيستند، و بايد آنها را نابود، و تجارب جديدي را دنبال كرد. در صورتيكه بهترين راه، استفاده از تجارب ارزشمند گذشته و تكميل آن است. يعني ميتوان با قرار دادن تجارب انسان در گذر زمان در كنار يكديگر، شكل كاملتري از آن را ساخت؛ و بدين ترتيب، جهان پيرامون خود را بهتر شناخت. يقيناً هيچ تجربهاي به آساني به دست نيامده، و تنها در يك مقطع زمان، قابل استفاده نيست. از اين رو، بايد به تلفيق اين اندوختهها دست زد، و هيچ تجربة نابي را نابود نساخت.
ادامه مطلب
آموزش طراحی آرم به دانش آموزان
طراحی نشانه برای آن است که هر جا و هر چیز و هر کس یک { نام تصویری } داشته باشد . مردم نام تصویری را آسانتر و زودتر
به خاطر می سپارند ، زیرا نقش و تصویر زودتر از کلمه در ذهن انسان اثر می گذارد.
یک نشانه باید ساده و گویا باشد تا به آسانی دیده و فهمیده شود و زود با بیننده ارتباط برقرار کند.
یک نشانه باید حالتهای موضوع را به خوبی نشان دهد . فرهنگی – تجاری و غیره
برای درسها ، کلاس ، مدرسه ف شهر خودتان ، اسن خودتان و غیره نشانه طراحی کنید .
آرم 3 دسته است :
................
ادامه مطلب

درخت تخیلی : تلفیق درخت با شکل دیگر ( الله )
دانش آموز اول راهنمایی شهید رجایی اردکان
لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب
هنر از دیدگاه مقام معظم رهبری
اهمیت هنر
ابزارهاى هنرى،بىشك،رساترين،بليغترين و كارىترين ابزار ابلاغ و تبليغ پيام است.
(1)
...هنر يك شيوهى بيان است،يك شيوهى ادا كردن است.منتها اين شيوهى بيان از هر
تبيين ديگر رساتر،دقيقتر،نافذتر و ماندگارتر است.دقت در هر يك از اين چند تعبيرى
كه عرض كردم:رساتر بودن،دقيقتر بودن،نافذتر و ماندگارتر بودن،در فهم معناى هنر كمك
كند.اى بسا كه يك گزارش غير هنرى،گر چه علمى و تحقيقى و دقيق،خاصيت ارائهى هنرى را
نداشته باشد.
بارها گفتهام كه هر پيامى،هر دعوتى،هر انقلابى،هر تمدنى و هر فرهنگى تا در قالب
هنر ريخته نشود،شانس نفوذ و گسترش ندارد و ماندگار نخواهد بود و فرقى هم بين
پيامهاى حق و باطل نيست. (2)
شك نبايد كرد كه انقلاب،به هنر نيازمند است،و هنر انقلاب از آنجا كه بايد حامل
مفاهيمى نو و قهرا ناآشنا باشد،و از آنجا كه بايد با همهى معارضهها و خصومتهايى
كه هيچ انقلابى از آن مصون نيست،درگير شود و از آنجا كه بايد معارف نوين را در
ذهنها راسخ و ماندگار سازد، ناگزير بايد هنرى ممتاز و فاخر و پيشرو باشد. (3)
شعر و هنر،زيباترين قالب براى همهى پيامهاى نوين و مايهى گسترش و نفوذ اين
پيامها تا هر سوى خطهى وسيع دلها و جانهاى انسانى است و شاعران و سخنسرايان آگاه
هميشه توانستهاند والاترين معارف انسانى را در كتيبهى روزگار با نقشى جاودانه،به
نسلهاى بعد از خود بنمايانند. (4)
امروز حركتى جدى و مستمر براى تعالى هنر در جامعه ضرورت دارد،اين حركت را آغاز
كنيد.دستخدا با شما و حمايت مردم و امكانات كشور در اختيار شماست. (5)
شاعر و هنرمند متعهد،حله فاخر خلاقيتخود را جز بر اندام ارزشها و اصالتها
نمىپوشاند. و اين همان معرفت درست از لطيفترين نمودهاى روح آدمى است. (6)
زبانى كه مىتواند پيام انقلاب را به اعماق جامعه رسوخ دهد،زبان شعر و ادبيات
است،زبان هنر است...شعر انقلاب بايد بتواند لب لباب انقلاب و مضمون حقيقى انقلاب را
در بهترين قالبها منعكس كند...شعر امروز آئينهى آينده است،انسانهاى قرنهاى بعد
چطور بفهمند در جامعهى امروز ما چه مىگذشته است...
خيالي نگاري عاشورا
با حضور آقايان: آيت الهي، صادقي و حيدري
آيت الهي: در يكي از مقايسه هايي كه ميان دو جريان اروپايي بوجود مي آيد، تفاوت ميان جريان گوتيك و رنسانس بر اين بوده است:گوتيك، هنگامي كه مي خواهد يك صحنة مذهبي را بيان كند، آنچه را كه از پيش اتفاق افتاده و به اتفاق مذهبي منجر شده و اصل موضوع است و آنچه كه پس از آن بايد اتفاق بيفتد همه را در يك صحنه مي برد، بيننده از كجا آغاز مي كند و به كجا مي رود؟ ولي رنسانس تنها همان يك صحنه را بيان مي كند و كاري به قبل يا بعد ندارد. ما مي بينيم اتفاقي كه آنجا افتاده، در خيالي نگاري ما نيز به وقوع پيوسته بدون اينكه هنرمندان ما از آن نظريه پيروي كنند. سخن گفتن از عاشوراي حسيني، كار هر كسي نيست به ويژه كه من هنوز در درك آن درمانده ام و راه به جايي نمي برم. قرآن مجيد از زبان حضرت يعقوب(ع) مي فرمايد:" لا تَدْخلوا مِِِنْ بابٍ واحدٍ فَادْخُلوا مِن اَبوابٍ متَفَرقه ". " از يك در وارد نشويد. از در هاي گوناگون وارد شويدبراي اين كه اگر دري بسته شد، درهاي ديگر باز شود." و من به هر دري كه رسيدم با حكمتي نو، روبرو شدم و پرسش هميشگي من تكرار شد كه چرا عاشورا؟... عاشورا از فعل ثلاثي مجرد (ع ش ر) به معناي (دَه) آورده شده. از سخن خداوند مي توان استنباط كرد كه عدد 10 عددي كامل است. كامل كننده و به اتمام رساننده. خداوند در سورة بقره مي فرمايد:" فَمَن لَمْ يَجِدْ فَصيامُ ثَلاثَةِ أَيامٍ فِي الحَجِ و سَبعَةٍ إِذا رَجَعْتُم تِلكَ عَشْرَةٌ كامِلَةٌ...". " اگر زمان حج قرباني نيافتيد، ده روز روزه بگيريد. سه روز در حج و هفت روز هنگاميكه بازگشتيد."
اين عدد 10 كامل كننده است. چه دليلي دارد كه خداوند بر روي (عشره كامله) تأكيد نمايد؟ در سوره انعام، مي فرمايد:(مَن جاء بالحَسَنه فَلَه عَشْرُ اَمثالِها). (كسي كه يك كار نيك انجام دهد، خداوند ده پاداش به او مي دهد.) خداوند بيشتر هم مي تواند پاداش دهد اما اين راز عدد ده است. در سورة فجر مي فرمايد: (والفجر وليال عشر). چرا شب آمده؟ معمولاً پس از فجر(سپيده)، روز آغاز مي شود. سپس داستان چند طاغوت عاد، ثمود و فرعون را بيان مي كند تا زماني كه مي رسد به آيه:(يا اَيُتَها النفسُ المُطمَئنَه! اِرجِعي اِلي رَبِكَ راضَيهٍ مَرضيهِ ). اين آيه مصداقش در مورد امام حسين(ع) است كه با شهادتش در روز دهم،عشق خود به خداوند را تكميل نمود. تا جايي كه خود خداوند او را قبض روح كرد و حديثي داريم كه خود خداوند به شهدا قول داده كه چهره خود را در بهشت به آنها نشان دهد و آنها در بهشت مي گويند: خداوندا! قول دادي كه چهره ات را به ما نشان دهي، وحي نازل مي شود كه به چهره حسين(ع) نگاه كنيد. اين نگاه كردن به چهره حسين و اين قول خدا و قبض روح او توسط خود خدا و اين 10 شبانه روز و قسم به 10شب، چون در آن ده شب ، اهل بيت پيامبر تنها خداوند را عبادت مي كردند و خواب به چشمانشان نمي آمد، نمي شود به روزي كه براي فعاليت هاي مادي است سوگند خورد. خداوند به آن ده شب سوگند مي خورد و در واقع به ذكر خداوند و صاحبان ذكر، قسم مي خورد. همان صاحب ذكري كه روز دهم به او مي گويد: (اِرجِعي اِلي رَبِكَ راضيهٍ مَرضيِه). (او از تو خشنود و تو از او خشنودي پس در بهشت من داخل شو) و در اواسط اين سوره از طغيان طاغيان بزرگ سخن مي گويد و يكي از آن هم زماني است كه امام بر ضد آن مبارزه مي كند. اين سپيده دم، سپيده دم پيروزي خاندان نبي است اگر چه كه همه شهيد مي شوند. حديث عشقه يك حديث قدسي است. (مَن طَلَبَني وَجَدَني وَ مَن وَجَدَني عَرَفَني وَ مَن عَرَفَني أحَبَني وَ مَن أَحَبني عَشَقَني و من عَشَقَني عَشَقتهُ و مَن عشَقتهُ قَتَلتهُ و مَن قَتَلتهُ فَعَلَيَ دَيَتهُ و مَن عَلَيَ دَيَتهُ فَأنَا دَيتهُ). (هركس مرا طلب كند، مي يابد و هر كس مرا بيابد، مي شناسد و هركس مرا بشناسد، مرا دوست دارد و هركس مرا دوست دارد عاشقم است و هركس عاشق من است، من عاشق اويم و هر كس من عاشق اويم، عاشق كُشي مي كنم و هر كس را كه بكشم دية او برگردن من است و هر كس دية او بر گردنم است، خودم دية آن هستم. به همين دليل است كه امام حسين (ع) در عاشورا شهيد مي شود چون عشق به خدا را به اتمام رسانده و از آن پس مشاهده مي كنيم كه اسلام مرتب در دنيا پيروز بوده است. بزرگترين هوشمندان غرب كه به اسلام روي
ادامه مطلب
آموزش معرق کاری
پیشینه
در دوران قبل از اسلام قطعات بزرگ چوبی به عنوان بخشی از ساختمان به کار میرفتهاست. در این دوره چوب به عنوان یکی از فراوانترین مصالح طبیعی نقش مهمی در ساخت ابزار فنی و کشاورزی و حتی وسایل خانگی ایفا میکردهاست. از دوره سلوکیان آثار چندانی در دست با همان شیوه معرق چوب کار میشود، فقط زمینه طرح یا کار را به قطعههای پازل مانند بریده، در کنار هم میچسبانند و سپس باز هم برای مراحل تکمیلی به کارگاه رنگ فرستاده میشود.
معرق زمینه آجری: با همان شیوه معرق زمینه چوب کار میشود، فقط تفاوت کار در این است که زمینه طرح به صورت آجری بریده و در کنار هم چیده میشود. آنگاه مراحل تکمیلی را به صورت رایج طی میکنند.
نازک بری در معرق: در این شیوه از معرق، ابتدا قطعات طرح مورد نظر معرق بریده میشود. آنگاه به وسیله اره مویی معمولی برشهای بسیار ظریف و نزدیک به هم در تمامی قسمتهای طرح داده میشود، برشهایی که به فاصلههای میلیمتری در کنار هم داده میشود. سپس چوبهای شکل داده شده در کنار هم بر روی زمینهای از تخته روکش شده و غالباً بدون هیچ نوع تزئینی چسبانده میشود.
معرق منبت: معرقی که نقشهای آن برجستهاست معرق منبت گفته میشود برای ساخت معرق منبت ابتدا همه قطعهها را مانند معرق میبرند و بعد آنها رابه طور مجزا به شیوه منبت کاری ساخت و ساز نموده، کنار یکدیگر جفت و جور میکنند. در پایان قطعه را رویزیر کار در محل مربوط نصب میکنند.
ابزار کاری که در کارگاه معرق به کار میرود عبارتاند از:
اره دست – اره چوب بر – اره فلز – پرس دستی (پیچ دستی) – پیشکار – تیزک – چکش – سوهان تخت – سوهان چوب ساب – کمان اره – رنده دستی- سنگ نفت – گازانبر – لیسه – ماشین پرداخت – مته دستی – میخ .....
ادامه مطلب
«هنرپیشه باید هنر خود را آشکار و خود را پنهان کند، این است هدف هنر.» فردوسی
تکنیک چاپ از جمله مواردی است که هنر مندان هنرهای تجسمی ( به خصوص نقاشان ، گرافیستها ، تصویر سازان ) از این روش برای تکثیر آثارشان و ایجاد جلوه های تصویری بسیار بهره برده اند . چاپ انواع مختلف دارد که هر کدام خاصیت خودش را دارد و جلوه های مختلفی را به وجود میآورند که در مواردی بهتر نتیجه میدهند .
چاپ سیلک
از جمله انواع چاپها « چاپ سیلکاسکرین، چاپ اسکرین یا سریگرافی » میباشد . این تکنیک بیشتر برای چاپ روی پارچه و البسه، اجسام و بسته های پلاستیکی (پلی پروپیلن و پلی اتیلین) ، CD و DVD ، کاغذ و مقوا، سرامیک، شیشه، چوب، فلز و نظایر آن بکار میرود.
روش کار :
1- ابتدا طرح مورد نظر را بر روی کاغذ کالک یا فیلم لیتو گرافی یا کاغذ معمولی ( در کاغذ معمولی بعد از ایجاد طرح آن را آغشته به پارافین میکنیم ) با مرکب سیاه یا به صورت پرینت ایجاد میکنیم .
2- توری مخصوص با شماره مناسب ( شماره 120 برای کارهای ظریف با دقت بالا ) را بر روی چهارچوبی نصب میکنیم همانند بوم نقاشی .
3- لا ک حساس ( دی کرمات آمونیوم 1 + ماده حساس 10 ) را روی توری میزنیم و دو سه دقیقه داخل فضایی گرم و خشک و تاریک قرار میدهیم
4- بعد طرح را بر روی.....
ادامه مطلب

